تبليغاتX
شیطون بلا - اومدم و خوش اومدمD:

شیطون بلا

اومدم و خوش اومدمD:

سلام به دوستای گل خودم

ایشالا که همتون خوب و خوش هستین.

راستش این اولین پستم توی بلاگ فاست امیدوارم که بتونم شعرا و متنای زیبایی بذارم و شما هم لذت ببرین

راستی امیدوارم دیگه همه ی دوستانی که توی پرشین بلاگ با سرعت من مشکل داشتن از سرعت این وبلاگم راضی باشن.به همه ی دوستانی هم که لینک خواسته بودن لینک دادما یه وقت از خودتون خشونت در نوکنین که بهم لینک نداد.

خوب مهمتر از همه چیز از دوست خوبم مهرداد از وبلاگ زنبور سیاه تشکر می کنم آخه در همه ی کارا به من کمک کردن و منو تنها نذاشتن.

http://zanboorsiyah.tk

راستی یه وبلاگ توپم معرفی کنم و برم وبلاگ دوست عزیزم تینا هستش خیییییییییییلی وبلاگ نازیه و یادتون نره شنیدن کی بود مانند دیدن پس اگه می خواین کچل نشین برین پیشش و نظرم یادتون نره

http://tina-hoolo.persianblog.com

راستی انقدرم نگین چرا شعرام تغییرات اساسی کرده...

فعلا تا اطلاع ثانوی بای بای دوستان

 

آنگاه که...

ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!

 

 

 

نگفتم...نتونستم...

 

شاید اون جوری که باید قدرتو من ندونستم

 

حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

 

من به توهرگزنگفتم با تو بودن آرزومه

 

نقش اون چشای معصوم لحظه لحظه روبه رومه

 

نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم

 

که بگم دیوونتم من زندگیمو به تو بستم

 

شاید اون جوری که باید قدرتو من ندونستم

 

حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

 

تورو دیدم مثل آینه توی تنهایی شکستی

 

من کلامی نمی گفتم که برام زندگی هستی

 

نمی دونستی که چون گل توی قلب من شکفتی

 

چشم تو پر از گلایه اما هرگز نمی گفتی

 

من به توهرگزنگفتم با تو بودن آرزومه

 

نقش اون چشای معصوم لحظه لحظه روبرومه

 

شاید اون جوری که باید قدرتو من ندونستم

 

حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

 

نیومد روی زبونم که بگمم بی تو چی هستم

 

که بگم دیوونتم من زندگیمو به تو بستم

 

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورت را از دست بدهی. نه به خاطر غرورت کسی را که دوست داری از دست بدهی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 22:1  توسط   |