عاشق نبودی تو...
می گفتی که دوستم داری به تعداد قطره های بارانی که روی صورتت می ریزد، من نیز دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفته ای!!!

درباره ی هر چیز همان قدر نگران باش که ارزشش را دارد!
هیچ گاه فکر نکن آنقدر بزرگ شدی که می تونی گناهانت را خودت ببخشی!!
عاشق نبودی!!!عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی توهرگز نیاسودم
من با نفس هایم نام تو را خواندم
کاش ای هوس بازم با تو نمی ماندم
روزی که می گفتی من با تو می مانم
روزی که می گفتی من بی تو می میرم
روزی که با عشقت بستی به زنجیرم
بازنده من بودم این بوده تقدیرم
خوش باوری بودم پیش نگاه تو
هر دم ز چشمانت خواندم کلامی را
عشق تو چون مرگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که می میرم گفتی که می دانم
باور نمی کردم هرگز جدایی را
آن آمدن با عشق این بی وفایی را
عاشق نبودی تو عاشق نبودی تو
من با بندگانم آنچنان رفتار دارم که گويي همان يک بنده را دارم،ولي بندگانم با من آنچنان رفتار دارند که گويي همه کس جز من خداي آنان است!!!
