تبليغاتX
شیطون بلا

شیطون بلا

برات گل می چینم...

با هزار و یک ترفند...

شاخه گلی مصنوعی را در میان گل های شاداب گلدانت پنهان کردم.

و بر دفتر خاطراتت نوشتم: تو را دوست خواهم داشت تا زمانی که آخرین گل پژمرده شود!!!

برات گل می چینم...

اومدی و با چشمات دلم رو کردی غارت

دیگه برام نمونده یه خواب راحت

منو ببر با حرفات تا مرز بی نهایت

به قصه های خوب تو کردم عادت

غزل خون چشاتم دیوونه ی اداتم

ببین که خاطر خاتم من خاک پاتم

دلم رو هی نلرزون قربونیه نگاتم

می خوای بگو بمیرم که جون فداتم

هر روز می گردم برات از باغچه گل می چینم

میام سر رات عزیزم به انتظار می شینم

بیا با عطر نعنا بیا با عطر پونه

بیا و گل های بهار با خود بیار به خونه

بیا تا گل بوته ی دل بزنه جوونه

بیا کنارم ای یار هوای تو دارم ای یار

بیا ببین از غم عشقت بی قرارم ای یار

نگذار منو در انتظارت بی قرارم ای یار

برام عزیز تو مثال جونی

همون که من می خوامش همونی

قیمت عشق تو هر چی باشه

من می خرم با همه ی گرونی

هر روز می گردم برات از باغچه گل می چینم

میام سر رات عزیزم به انتظار می شینم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 23:17  توسط   | 

اومدم و خوش اومدمD:

سلام به دوستای گل خودم

ایشالا که همتون خوب و خوش هستین.

راستش این اولین پستم توی بلاگ فاست امیدوارم که بتونم شعرا و متنای زیبایی بذارم و شما هم لذت ببرین

راستی امیدوارم دیگه همه ی دوستانی که توی پرشین بلاگ با سرعت من مشکل داشتن از سرعت این وبلاگم راضی باشن.به همه ی دوستانی هم که لینک خواسته بودن لینک دادما یه وقت از خودتون خشونت در نوکنین که بهم لینک نداد.

خوب مهمتر از همه چیز از دوست خوبم مهرداد از وبلاگ زنبور سیاه تشکر می کنم آخه در همه ی کارا به من کمک کردن و منو تنها نذاشتن.

http://zanboorsiyah.tk

راستی یه وبلاگ توپم معرفی کنم و برم وبلاگ دوست عزیزم تینا هستش خیییییییییییلی وبلاگ نازیه و یادتون نره شنیدن کی بود مانند دیدن پس اگه می خواین کچل نشین برین پیشش و نظرم یادتون نره

http://tina-hoolo.persianblog.com

راستی انقدرم نگین چرا شعرام تغییرات اساسی کرده...

فعلا تا اطلاع ثانوی بای بای دوستان

 

آنگاه که...

ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!

 

 

 

نگفتم...نتونستم...

 

شاید اون جوری که باید قدرتو من ندونستم

 

حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

 

من به توهرگزنگفتم با تو بودن آرزومه

 

نقش اون چشای معصوم لحظه لحظه روبه رومه

 

نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم

 

که بگم دیوونتم من زندگیمو به تو بستم

 

شاید اون جوری که باید قدرتو من ندونستم

 

حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

 

تورو دیدم مثل آینه توی تنهایی شکستی

 

من کلامی نمی گفتم که برام زندگی هستی

 

نمی دونستی که چون گل توی قلب من شکفتی

 

چشم تو پر از گلایه اما هرگز نمی گفتی

 

من به توهرگزنگفتم با تو بودن آرزومه

 

نقش اون چشای معصوم لحظه لحظه روبرومه

 

شاید اون جوری که باید قدرتو من ندونستم

 

حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم

 

نیومد روی زبونم که بگمم بی تو چی هستم

 

که بگم دیوونتم من زندگیمو به تو بستم

 

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورت را از دست بدهی. نه به خاطر غرورت کسی را که دوست داری از دست بدهی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 22:1  توسط   |