برات گل می چینم...
با هزار و یک ترفند...
شاخه گلی مصنوعی را در میان گل های شاداب گلدانت پنهان کردم.
و بر دفتر خاطراتت نوشتم: تو را دوست خواهم داشت تا زمانی که آخرین گل پژمرده شود!!!

برات گل می چینم...
اومدی و با چشمات دلم رو کردی غارت
دیگه برام نمونده یه خواب راحت
منو ببر با حرفات تا مرز بی نهایت
به قصه های خوب تو کردم عادت
غزل خون چشاتم دیوونه ی اداتم
ببین که خاطر خاتم من خاک پاتم
دلم رو هی نلرزون قربونیه نگاتم
می خوای بگو بمیرم که جون فداتم
هر روز می گردم برات از باغچه گل می چینم
میام سر رات عزیزم به انتظار می شینم
بیا با عطر نعنا بیا با عطر پونه
بیا و گل های بهار با خود بیار به خونه
بیا تا گل بوته ی دل بزنه جوونه
بیا کنارم ای یار هوای تو دارم ای یار
بیا ببین از غم عشقت بی قرارم ای یار
نگذار منو در انتظارت بی قرارم ای یار
برام عزیز تو مثال جونی
همون که من می خوامش همونی
قیمت عشق تو هر چی باشه
من می خرم با همه ی گرونی
هر روز می گردم برات از باغچه گل می چینم
میام سر رات عزیزم به انتظار می شینم
